محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
33
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
فرو برند كه بدان آغشته كردد پس برآورند و در هوا بدارند اكر منعقد و بسته كردد سوخته شده است و الا باز بر آتش كذارند تا بر ان چوب و يا به آن سيخ منعقد كردد پس فرود آورند و به كار برند * احراق پشم * و موى سر آدمى و امثال آن آن است كه هريك را كه خواهند پاك شسته از صابون و يا غير آن شانه كرده و بمقراض ريزهريزه نموده در ظرف سفالى و با آهنى كرده بر روى آتش كذارند و چندان برهم زنند كه قابل سحق كردد * احراق اسفنج * آن است كه اسفنج را مقراض نموده به همان دستور پشم و موى احراق نمايند * احراق پوست * كدو و حشايش و به زور نيز مانند ابريشم و پشم است و اكر خاكستر آن را خواهند زياده احراق نمايند * احراق عود هندى * و امثال آن از اخشاب آن است كه براده يا ريزهريزه نموده در كوزهء كلى كرده در تنور و يا اجاغ آن مقدار بسوزانند كه زغال كردد و بسرحد رماديت نرسد و اما خشب كرم كه براى تفتيت حصاة است بايد آن مقدار بسوزانند كه رماد كردد * احراق عقرب * كه رماد العقاوب نيز نامند آن است كه عقرب زنده را در ظرف مس يا آهن با سفالى انداخته سر آن را بخمير محكم نمايند و در تنورى كه از هيمهء چوب رز و مانند آنكه آتش آن حدت داشته باشد كرم نموده آتش از تنور برآورده باشند شب بكذارند و سر تنور را بپوشند صبح برآورند و بسايند و به كار برند و بايد كه تنور بسيار كرم نباشد كه عقرب تمام سوخته خاكستر شود و عقرب صالح براى اين امر عقرب نر است و علامت نرى ضعيفي و لاغرى آن است * نوع ديكر * آن است كه عقرب زنده را در شيشه كه بكل حكمت كرفته باشند كنند و سر آن را محكم نموده در تنورى كه بسيار كرم نباشد مقدار شش هفت ساعت نجومي بر روى خشتي در آتش كذارند اكر قابل سحق شده بهتر و الا دو سه ساعت ديكر بكذارند پس سائيده بحرير پيخته استعمال نمايند * احراق اهليلج * از براى ذرورات در امراض عين و قطع خون بواسير و نزف الدم و تقويت دندان و لثه و اهليلج كابلى درين امر بهتر از سائر اهليلجات است آنست كه بكيرند هليله را و در خمير كرفته بر روى خزف در تنور نهند تا سوخته شود پس از تنور برآورده خمير را جدا كرده هليلهء محرق را سوده استعمال نمايند * احراق قشربيض * كه كلس البيض نامند آنست كه پوست تخممرغ را و اكر پوست چوجه برآورده باشد بهتر است در آب نمك مكرر بخيسانند و بشويند تا پردهء اندرون آنكه غرقي نامند بالتمام جدا كردد و مطلق نماند پس قرم كوبيده در كوزهء مطين كرده بسوزانند و برآورده شسته به كار برند و پوست شترمرغ اولى است * تكليس طلق بطور اهل هند آنست كه طلق را مقرض نموده در كيسهء كرپاسى محكم دوالى كرده چند عدد استهء خرما در ميان آن كيسه اندازند و در ميان طشتي به آب كرم بدست بمالند تا از كيسه بيرون آيد پس آب آن را بجر علقه از ان بكيرند و آن را خشك كرده باشد و عقاب مساوى الوزن سحق بليغ نموده در كوزهء مطين محكم كرده سر آن را مسدود كنند و آتش شديد سه شبانهروز بدمند و افكاه برآورده سرد نموده وزن نمايند اكر عقاب بالتمام رفته باشد فيها و الا باز آتش دهند تا بالتمام برود پس با مساوى آن شورهء قلمي صلايه بليغ نموده بدستور اول در كوزهء مطين نموده آتش دهند بسيار سفيد و مكلس خواهد شد جهت فالج و بواسير به كار برند مفيد و مجرب است * احراق طلق * بطور اهل هند آن است كه بكيرند طلق نوع اعلى را كه سفيد و صافى است پاك شسته خشك كرده بمطرقه نرم نمايند و سه روز در سركهء انكورى كهنه بسيار تند بخيسانند و بعد از ان با همان سركه چند جوشى بدهند و از سركه برآورند و نرم بكوبند و در كيسهء صفيق مستحكمي با سنكريزها كنند و در ظرفى كه پر از سركهء تند باشد بكذارند و بدست بمالند تا تمامي طلق مضمحل شود پس از كيسه برآورند و بر روى سنك نرم بسايند و قرصها ساخته در ظرف سفالى كذاشته ظرف ديكر بر سر آن كذارند و تمام ظرف را بكل حكمت بكيرند و مستحكم سازند و در ميان آتش سركين كاو صحرائي تا يك هفته بكذارند